دنباله دارها
«ستارگان دنباله دار» برخلاف اسم شان به هيچ وجه ستاره و منبع توليد انرژي نيستند و نامگذاري آن ها فقط به دليل شکل ظاهري شان است که مثل ستاره اي هستند که دنباله اي داشته باشد، بطوريکه واژهcomet از کلمه يوناني kometes به معني مو و سر گرفته شده است. اين ستارگان جابجا شونده با وجود چهره تماشايي شان که به سرعت تغيير مي کند و کاملا غيرمتناوب و نامنظم به نظر مي رسند، نشاني از ترس و خرافات بودند و ظهور ستارگان دنباله دار را علامتي از اتفاقي بزرگ و ناخوشايند مي دانستند. «دنباله دارها»، کره هايي از گاز و غبار هستند. هنگامي که اين کره منجمد به خورشيد نزديک مي شود، در اثر تصعيد گازها و غبارها، هاله اي مه آلود در اطراف جسم اصلي دنباله دار(هسته) و دمي بلند در اطراف آن تشکيل مي دهند.
معمولا هر دنباله دار از سه بخش تشکيل شده است:
1) هسته با قطر چندکيلومتر(که بطور مستقيم قابل مشاهده نيست): کره اي از يخ و گازهاي منجمد(با ابعاد ميکرو متر)
2) گيسو: توده سحابي مانند سر دنباله دار است با قطر چندصدهزار کيلومتر که با تابش خورشيدي قابل آشکار سازي است.
3) دنباله: براي يک دنباله دار دو نوع دنباله تشخيص داده شده است:
الف)دنباله گرد و غبار که در انعکاس نور خورشيد، زرد کمرنگ ديده مي شود و همان طيف خورشيد را دارد.
ب)دنباله پلاسما(دنباله يوني)که به دليل وجود مونوکسيدکربن يونيزه، آبي ديده مي شود.
طول دنباله ممکن است به صدهاميليون کيلومتر برسد. در قرن هفدهم، با کارهاي اساسي «کپلر»، «نيوتون» و «هالي» مشخص شد که حرکت هاي عجيب دنباله دارها از همان قوانين حرکت سيارات پيروي مي کنند. «هالي» با ادامه کار موفق شد دوره تناوب و مدار دنباله دار درخشاني که بعدها به نام خودش معروف شد را تعيين کند و مشخص شد که اين همان دنباله داري است که از سال ها قبل از ميلاد بطور تقريبا منظمي با دوره تناوب 76سال رصد مي شده است. مدار بيشتر دنباله دارها بيضي بسيار کشيده است. مدار بعضي ديگر سهموي و يا هذلولي است که دنباله دارهاي غيرمتناوب محسوب مي شوند. گاهي از اوقات ممکن است مدار دنباله دار به دليل گرانش سيارات بزرگي مثل «مشتري» تغيير کند. مثلا دنباله دار «بلنددوره» به يک دنباله دار «کوتاه دوره» و با خروج از مرکز کمتر تبديل شود و يا گرانش شديد موجب تکه تکه شدن دنباله دار شود. مثل دنباله دار «شوميکر» که در سال 1538م، يک پزشک متوجه شد که دنباله دنباله دارها در خلاف جهت خورشيد قرار دارد. در قرن هفدهم «کپلر» علت آن را فشار تشعشعي خورشيد مطرح کرد. مقدار فشار تشعشعي خورشيد به اندازه و ترکيب شيميايي ذره بستگي دارد.
کشف دنباله دارها :
کاشفان دنباله دارها اغلب آن ها را در فواصل دور از خورشيد کشف مي کنند. معمولا در آن فاصله دنباله دار، دنباله واضحي ندارد و فقط گيسوي آن به شکل سحابي محو و کوچکي ديده مي شود. پس از مطمئن شدن از اينکه جسم رصد شده سحابي يا کهکشان نيست، بايد منتظر ماند تا جابجايي در آن مشاهده شود. ضمنا بايد از نزديک شدن دنباله دارهاي تناوبي و مکان آن ها با اطلاع بود تا اشتباهي رخ ندهد. کشف دنباله دارها کار سخت و طاقت فرسايي است. آمارها نشان مي دهد که معمولا هر رصدکننده(با امکانات مطلوب) براي کشف اولين دنباله دار خود بطور متوسط 400ساعت کار رصدي انجام مي دهد.
دنباله دارهاي معروف
- دنباله دار هالي: دنباله دار هالي يک دنباله دار دوره اي(متشکل از گاز منجمد و غبار) است، که به دور خورشيد مي گردد. اولين بار در 240قبل از ميلاد در چين ثبت شد. اما «ادموند هالي» اولين کسي بود که دوره اي بودن آن را تشخيص داد. آخرين بار در 1986م، ديده شد و بار ديگر در 2061، مشاهده خواهد شد. دوره تناوب آن 76 سال است.
- شوميکرلوي9: شوميکرلوي9 يک دنباله دار با دوره تناوب کوتاه است که توسط زوج «کارولين شوميکر» و «ديويد لوي» کشف شد. وقتي دنباله دار به «مشتري» بسيار نزديک شد نيروهاي جاذبه اي مشتري بخشي از آن را از آن جدا کردند و قطعات جدا شده آن در طي 6 روز در ماه جولاي 1994 به مشتري اصابت کردند که اشتعال بزرگ اتمسفر مشتري از زمين ديده مي شد.
- دنباله دار لينير: دنباله دار «لينير»، دنباله داري بود که وقتي به خورشيد نزديک شده از بين رفت. هسته منجمد دنباله دار وقتي که از نزديکي خورشيد در جولاي 2000 عبور مي کرد تجزيه شد. گرماي زياد خورشيد و از بين رفتن اين دنباله دار موثرتر از نيروهاي جاذبه اي خورشيد بود.
در این وبلاگ سعی میکنیم بعضی از پدیدهای جالب فیزیکی رو بیان کنیم.